تبليغاتX
.

.

یادته اون روزها
تو کوچه باغها
بالای بام و توی خیابون
صدای جیرجیرک زیر بارون
رقص برگ روی درختامون
.
.
یادته زنگ در خونتون
صدای توپ توی دراتون
غرغر همسایه مون توی گوشامون
آبپاشی جلوی خونمون
به بهانه نبودنمون
.
همه اینها یادته.......
نگاه زیر زیرکانه مون
دلهره این عاشقی کودکانمون
.
.
یادته اونروزا
چرا سرنوشت جدا کرد دلخوشیامونو
چرا بعد از این همه مدت....
چرا
سرنوشت غم دلهامونو با هم آشنا کرد؟
 

لینک ثابت نوشته شده در Wed 12 Sep 2007ساعت 12:57 توسط Mehdi


محتاج نگاه تو
پر شده از خواهش تو
تمنای نیاز تو
.
.
غرورم زیر پای تو
دلم همش حال و هوای تو
چشمام به دنبال تو
بودنم فقط برای تو
نبودم به خاطر تو
جانم فدای تو
.
.
هر چه بگویم برای تو
نیست بس در وصف تو
باور کن
کم میارم به پای تو
.
.
روح و جانم برای تو
تمام هستی ام برای تو
می ریزم هر چه دارم به پای تو
فقط
می خوام باشم در کنار تو
لحظه لحظه ام بگذره در کنار تو


لینک ثابت نوشته شده در Sun 9 Sep 2007ساعت 12:7 توسط Mehdi


با احساس تو می نگارم
با امید تو از خواب بیدار میشوم
می مانم به امید تو

..
..
برگ درخت در کوچه و خیابون
خش خش برگ زیر پاهایم
ترنم باران روی صورتم
همه گویای حال ترا دارد
لحظه لحظه شنیدن شر شر بارون
صدای دلنواز قناری روی درخت
همه زیباست
همه چیز هست
همه زیبایی ها اینجا هست..اما
پس چرا هنوز دلتنگم
چرا با این همه زیبای
برگ درختان رنگی ندارد به دیده من
چرا بوی ندارد به مشام من
گم گشته ای دارم
بدرستی که عشق زمان و مکان نمیشناسد
دیر و زود نمیشناسد
کویر و جنگل نمیشناسد
تحمل ندیدن یار سخت است
هر روز و هر شب را بسر رساندن با خاطر یار سخت است

 





 

لینک ثابت نوشته شده در Thu 6 Sep 2007ساعت 23:29 توسط Mehdi