تبليغاتX
.

.

ما هر دو غریب
بیگانه ز هم
در شروع این سفر...
هرگز باورمان نمی شد
که در این سفر همراه هم باشیم
حالا ببین
من و تو در این ره  همسفر شدیم
باید بگذریم با هم..
خودم رو در شروع تو می بینم 
بایستیم با هم
.
.
در جاده زندگی
با تمامی پیچ و خم هایش
با همه سختی هایش
میخوام همراه  تو باشم
.
.
در رودخانه عشق
میخوام پر تلاطم
لبریز از عشق تو باشم
.
.
جاده زندگی پایانی ندارد
نه حالا
نه هیچ وقت دگر..
در این سفر میخوام با تو باشم
اگر دنیا وایسه
اگر طوفان همه چیزو خراب کنه
می مونم با تو...
از اول
شروع دیگه می کنیم
کلبه عشق می سازیم..

لینک ثابت نوشته شده در Sun 30 Sep 2007ساعت 14:33 توسط Mehdi


در بودن و نبودنت من بودم
با خندیدنت 
با  گریه کردندت من بودم
همراه تو
تا به مقصد رسیدنت من بودم
با دلهره نگاه کردنت من بودم
چشمم سیراب میشد به یک نگاهت
من بودم
با یه لبخند شیفته و شیدا میشدیم
من بودم
.
.
لحظه لحظه تو
در شور عشق تو
من بودم
آرزوی رسیدن تو
حسرت یه پیام تو
با تمام وجود
من بودم
آری ....بودم
به عشق تو سرمست
به یاد تو دلخوش
من بودم

لینک ثابت نوشته شده در Tue 25 Sep 2007ساعت 12:33 توسط Mehdi