ما هر دو غریب
بیگانه ز هم
در شروع این سفر...
هرگز باورمان نمی شد
که در این سفر همراه هم باشیم
حالا ببین
من و تو در این ره همسفر شدیم
باید بگذریم با هم..
خودم رو در شروع تو می بینم
بایستیم با هم
.
.
در جاده زندگی
با تمامی پیچ و خم هایش
با همه سختی هایش
میخوام همراه تو باشم
.
.
در رودخانه عشق
میخوام پر تلاطم
لبریز از عشق تو باشم
.
.
جاده زندگی پایانی ندارد
نه حالا
نه هیچ وقت دگر..
در این سفر میخوام با تو باشم
اگر دنیا وایسه
اگر طوفان همه چیزو خراب کنه
می مونم با تو...
از اول
شروع دیگه می کنیم
کلبه عشق می سازیم..