گفتم بهش برو بخواب
گفت خوابم نمیاد
گفتم برو بخواب
ما که بهم نمی رسیم
بخواب....
تا شاید در خواب بینی مرا
گفت
نمی بینم
نمی بینم چرا تو را در خواب
تو که همه هستی من شدی
تو که شب و روز من شدی
لحظه لحظه من شدی
فکرم شدی
جونم شدی
پس چرا نمی بینمت در خواب
من که از تو دورم
چرا خدا
این که خواسته زیادی نیست
تو که میتونی بیارش به خوابم
که بشه همه رویای خیالم
می خوام واسه یکبارم که شده
ببینمش
دست بندازم دور گردنش
بوسه زنم بر لبش
تو که میتونی
پس بیارش بخوابم
بذار همرام شه تا صبح فردایم