سوی کدام بام پر می کشی
رفتی و غم بر دلم گذاشتی
آه در گلویم
خفه شد
نفس سخت میکشم
صورتم از اشک
چهره ام خسته و درمانده شد
کمر شکسته شد
تو رفتی و سنگی ماند بر دلم
چگونه می تونم طاقت بیارم این جدایی را
خود نمی دانم
دست هایم سست شد
قلبم به تپش افتاد
گم گشته من به کجا ی ؟؟
بیا....
باش ، بودنت آرام بخش ست
چه اشتباه سفر کردی
بازگرد
بازگرد............