رنگ ها دگر برایم معنی ندارد نه سرخ نه آبی نه سیاه و سفید.. . . از وقتی که تو رفتی اون گلستان پشت خانه ام بی رنگ و بوی شد.... چهره خنده رویم افسرده و پژمرده شد... . . هر روز پنجره را بروی بازگشتت می گشاییم ...
لینک ثابت نوشته شده در Thu 14 Jun 2007ساعت 13:13 توسط Mehdi
|
اینجا جای من نیست. من بر روی این زمین غریبم، این آسمان سقف خانه من نیست ، نباید به اینجا می آمدم ، اینجا تبعیدگاه من است.. چه گناهی مرا به این غربت دور رانده است؟