تبليغاتX
.

.

یادته اون روزها
تو کوچه باغها
بالای بام و توی خیابون
صدای جیرجیرک زیر بارون
رقص برگ روی درختامون
.
.
یادته زنگ در خونتون
صدای توپ توی دراتون
غرغر همسایه مون توی گوشامون
آبپاشی جلوی خونمون
به بهانه نبودنمون
.
همه اینها یادته.......
نگاه زیر زیرکانه مون
دلهره این عاشقی کودکانمون
.
.
یادته اونروزا
چرا سرنوشت جدا کرد دلخوشیامونو
چرا بعد از این همه مدت....
چرا
سرنوشت غم دلهامونو با هم آشنا کرد؟
 

لینک ثابت نوشته شده در Wed 12 Sep 2007ساعت 12:57 توسط Mehdi