تبليغاتX
.

.

فاصله ها را
در آنروزها
بیاد میارم
صبح ها
عصرهایی که در کوچه محله مون
من و تو تنهای تنهای
تو آن سر کوچه
من آن سر کوچه
فاصله هارو 
قدم به قدم نزدیک می کردیم
فقط قلب هایمان
فقط نگاهمان
با هم سخن از عشق درون می گفتند و بس
.
.
وقتی که گذر می کردی از کوی من
باران بوی تو میداد
برگها با نسیم عشق تو
اینسو و آنسو میرفتند
همه چیز بوی تو میداد..
.
.
حقیقت پنهان بود بین من و تو
عشق
ممنوع بود بین ما
.
.
آنسوی خاطره هات
آنسوی دلواپسی هات
هستم
هستم و خواهم ماند
برای همیشه
صدایت را می شنوم..

لینک ثابت نوشته شده در Sun 2 Dec 2007ساعت 13:2 توسط Mehdi